تبليغاتX
امید و احساس تنها واژه برای یه عاشق

امید و احساس تنها واژه برای یه عاشق

این وبلاگ متعلق به همه’ انسان ها هست که مخصوصا اونایی که عاشق هستن

عشق تو کور کرد و کشت مرا


فکرو زکرم تو بودی او روزا یادته

                                    اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته

رفتیو با رفتنت پا گزاشتی رو دلم

                                    سرم داره گیج میره تو کجایی عشقه من

وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور

                                             دلو سپردم من به تو غصه نخور

گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات

                                        تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد

میگفتی من برمیگردم خیلی زود

                                       دلو جونم همشون فدای یه تاره موت

ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام

                                        آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام

یه نامه همش دادی همون شده آب غذام

                                       نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام

من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو

                                      فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو

آخه عاشقت بودم دیوانه وار باور بکن

                                     دل من تنگه به راحت تو منو یاریم بکن

شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه

                                     می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه

شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد

                                فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد

اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟

                                   این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟

خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات

                                    دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات

وای الان صبح میشه هو هنوز که من نخوابیدم

                                   یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم

دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم

                                 دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم  

تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو

                                          زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو

منبع: http://milad_web.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط امید   | 

 فروردین

متولدین زن

« عشق از زندگي جدا بوده است» بدون شك منظور افرادي غير از زن هاي متولد فروردين ماه است . نمي دانم به كسي كه عاشق يك چنين زني باشد ، بايد تبريك گفت و يا به حالش متاسف بود . ممكن است تصور كند كه عشق همه چيز زندگي است .در حالي كه او چنان مجذوب دنياي خاص خويشتن است كه در عمل فقط آن را همه چيز زندگي مي داند . او بيش از هر زن ديگري در اين دنيا مي تواند بدون مرد زندگي كند.طبيعي است كه زندگي بدون مرد ، مفهومش زندگي بدون احساسات عاشقانه نيست . او هميشه دلش مي خواهد وشايد بتوان گفت نيازمند به آن است كه قلب مهربان و خواب هاي طلايي اش به خاطر او بتپد و به همين دليل هم هميشه يك چنين موجودي در ذهنش وجود دارد و موجودي كه ممكن است مربوط به سالهايي بس طولاني گذشته و يا سالهاي بسيار دور آينده باشد اما به هر حال او درشبهاي مهتابي بهار به اين عشق رو يايي خود مي انديشد و يكبه جالب آنكه بر غم وجود يك چنين آرزوي عميقي اگر يك چنين شخصي وجود خارجي نداشته باشد ، كمبود آن را احساس نمي كند زيرا هميشه در ضمير ناخود آگاهش معتقد است كه هر كاري را ه يك مرد مي تواند بكند ، خودش قادر است بهتر از آن را انجام بدهد.زن متولد فروردين خودش راهش را در زندگي باز مي كند و مايحتاج زندگيش را خودش فراهم مي آورد و از حقش دفاع مي كند بدون اينكه نيازي به وجود خودش خودش فراهم مي آورد و از حقش دفاع مي كند بدون آنكه نيازي به وجود يك مرد داشته باشد .

 به نظر او انجام كارهايش به دست خودش خيلي سريعتر از آن صورت مي گيرد كه به انتظارديگري بنشيند و طبيعي است كه يك چنين خصوصياتي به مزاج مغرور مردها خوش آيند نيست . زن متولد فروردين مثل مرد متولد اين ماه خواهان رهبري وپيشتازي است و اين خواسته شامل تمايل او به برداشتن اولين قدم در امور عشقي نيز ميگردد.دختران متولد اين ماه هميشه تعدادي عاشق سينه چاك در اطراف خود دارند و با وجود اين هميشه در تخيلات خود دنبال كسي مي گردند كه جزو اين عده نباشد . او در صورت لزوم مي تواند سريعا همرنگ جماعت بشود ولي در عين حال داراي آن سرسختي نيز هست كه بتواند از راحتي ها چشم بپوشد و با سيل مخالفت ها سينه به سينه بجنگد و به سينه هر مردي كه عشقش را مورد تهديد قرار داده است ، دست رد بزند. اين درست نمونه كاملي از خصوصيات اخلاقي يك متولد ماه فروردين است و او حتي پس از اينكه در زير ضربات خرد كننده حوادث به كلي درمانده شد و تنها طفلش از دنيا رفت و مردي كه دوستش مي داشت وجايش را براي خاطر او به خطر انداخته بود ، تركش كرد، باز قادر است بگويد كه : « باشد و فردا هم براي خودش روز ديگري است » و اين براي آمدنش انتخاب كرده است. زني با قدرت فراوان كه مي تواند بر همه غمنامه اي يك نقطه پايان بگذارد و قادر به ايفاي كامل نقش يك زن است و يعني فرو ريختن اشك در موقع لزوم و به عهده گرفتن نقش مرد به هنگامي كه مردي در زندگي او وجود نداشته باشد .

طبيعي است داشتن يك چنين خصوصيات تهاجمي چندان جالب نيست و اما خوش بيني و اميد او به آينده روشن ، ضامن معتبري براي سعادتمند شدنش مي باشد. زن متولد فروردين ، در صورت مساعد بودن زمينه در ابراز عشق پيشقدم مي شود و بگذاريد او بفهمد كه دوستش داريد و اما خيلي هم دنبالش نرويد . وفاداري او به عشق تا زماي كه شما به آن پاي بند باشيد ، خارق العاده است زيرا وي اصولا موجودي رمانتيك مي باشد. او به هيچ صورت مايل نيست كه شكار بشود و اما اگر ديد كه شما تعقيبش نمي كنيد ، دلسرد مي گردد كما اينكه او از مردي كه بخواهد به طور كامل بر وي مسلط باشد ، گريزان و از مردي هم كه خودش را روي پاهاي او بيندازد، روگردان و بيزار است.متولد فروردين قبل از آنكه بگذارد گرمي عشق سراسر وجودش را در بر گيرد، مي خواهد با دل مرد دلخواهش دست و پنجه نرم كند تا در اين كشاكش طعم قدرت مردانه او را بچشد. او به طرز باور نكردني رويايي است و هميشه آرزو دارد پرنس مورد علاق اش سوار بر اسبي سفيد بيايد و او را بربايد و به خاطر عشق او بادنيا بجنگد و آنچه را مي خواهد در اختيارش بگذارد ، بدون اينكه قدرت مردانگي خود را فراموش كند و چون يك چنين موجودي فقط در رويا وجود دارد ، اغلب تنها مي ماند . روزهايش روشن و مملو از هيجان است و شب هاييش تاريك و خاموش اما شعله هاي اميد هرگز در قلبش خاموش نمي شوند و او پس از هر شكست قدم تازه اي پيش مي گذارد. او بايد از عشق خود احساس غرور كند اما اين امر نبايد موجب بشود كهشما ذوق و استعداد او را ناديده بگيريدو هر قدر نياز مندي او شما زياد تر باشد، باز كوشش مي كند كه دو برابر آن نيازمندي هاي شما را بر آورده سازد. اومي تواند از خطاي دوستانش چشم بپوشد ، مال و وقتش را صرف ديگران كند ، اما وقتي پاي دل به ميان آمد، ناگهان موجود ديگري مي شود . آنچه كه از آن اوست . اين امر قاطعيت مطلق دارد. كوچكترين خطايي مي تواند حسادت او را مثل يك بمب منفجر كند. مراقب باشيد كه در حضورش از هندمند مورد علاقه خود تعريف نكنيد و يا از زن ديگري ولو اينكه از دوستان او باشد ، صحبتي به ميان نياوريد .

مردي كه زنش متولد فروردين است ، بهتر است در اداره منشي مرد داشته باشد . اين زن حد متوسط ندارد و اگر دلش بشكند ، در مدتي بسيار كوتاه از توده اي آتش تبديل به قطعه اي يخ مي گردد اما نكته مهم اين است كه آتش تنش زود خاموش مي شود در حالي كه سرديش ابدي است.زن متولد ماه سال چه قبل از ازدواج و چه بعد از آن خواهان آزادي فراوان است و متوقع است كه شما به وي و وفاداريش اطمينان كامل داشته باشيد در حالي كه عكس اين امر را الزامي نمي داند. او به رغم تمايل شديدي كه به آزادي خود دارد ، فوق العاده به شوهرش وفادار است و متولد اين ماه به طور طبيعي قادر به دوست داشتن دو مرد نيست زيرا بيش از آن صاف و صادق است كه بتواند يك چنين نقش ريا كارانه اي را به عهده بگيرد و ايفاي نقش كند.

 اگر اين زن، شوهر داشته باشد و عاشق مرد ديگري گردد، قبل از آن كه به وي خيانت كند ، رك و راست حقيقت را به شوهرش مي گويد كه ديگر نمي تواند زندگي مشتركي داشته باشد. اين زن مي تواند شور و هيجاني بسيار عميق و تخيلاتي صوفيانه و عارفانه داشته باشد . اين دو خصلت به شيوه اي غريب در وجود او با هم آميزش دارند. او هر نوع رابطه اي را صميمي و حقيقي و ابدي مي داند و خيانت و بكار بردن را به كلي احمقانه و غير ضروري مي داند. عشق او مثل حركات و گفتارش بي غل وغش و رك و پوست كنده است.زن متولد برج اصولا واجد قابليت هاي زياد است، به طوري كه تقريبا از عهده انجام هر كاري از فروشندگي تا نخست وزيري بر مي آيد. اگر در ارتش باشد ، خشونت يك گروهبان را به خود مي گيرد و اگر مانكن باشد، ظرافت هاي يك دختر تمام عيار هيجده ساله را در خود بوجود مي آورد . به هر صورت به شغل و كارش علاقه مندي نشان مي دهد و به اين دليل كمتر ممكن است كه از كار به خاطر عشقش دست بردارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط امید   | 

طالع بینی ازدواج (فروردین)

 

فروردین 

متولدین مرد

 

مردي است رك و راست ، تند و آتشين مزاج و پر حرارت، عاشق پيشه، حادثه جو، حسود، پرتوقع و رياست طلب كه دوست دارد رهبر و فرمانده باشد . آيا روح اين مرد و باطن مخفي او را مي شناسيد.

منجمين، مرد متولد اين برج را با جملات جالبي توصيف كرده اند. ( رعد وبرق، مشعل پرنده، منبع نيروهاي صادق و رك و راست)او براي زن مي تواند يك آن بسيار هيجان انگيز و گرم و ايده آل باشدو يك آن ديگر سرد و يخ و بي تفاوت وگريزان.اگر در جستجوي يك مرد سربراه ، هميشه يكنواخت، و صد درصد مطمئن و امن و امان هستيد، او را به همسري انتخاب نكنيد. اما اگر طالب فقط عشق و هيجان هستيد، او بهترين مرد دنياست.او مي تواند مدتي شمارا غرق در شوق و حرارت بكند و بعد در يك لحظه مثل يك تكه يخ سرد و خاموش بشود. در لحظه اي كه در اوج هيجان است ، حرفي زنيد و يا كاري بكنيد كه مطابق ميلش نباشد ، آنگاه درست مثل چراغي كه كليدش زده بشود ، فورا خاموش مي شود. او با ملاحظه كاري و محافظه كاري ميانه خوبي ندارد . شجاع و با اعتماد به نفس است. هميشه جلوتر از ديگران مي تازد و حتي گاهي از امكانات خود نيز قدم فراتر مي گذارد .

مرد متولد برج حمل يك موجود مملو از انرژي و عقايد سازنده است . باري بعضي اوقات كاركردن را او مي تواند مشكل باشد اما بدون شك بسيار مفيد است.او هرگز به گذشته فكر نمي كند، رفتار و قيافه ظاهري اش جوانتر از سنش به نظر مي رسد اگر چه از بسياري جهات خوش آيند است اما گاهي موجب مي شود كه نسبت به سنش قدري جوانتر جلوه كند و اين حالت تا وقتي كه پا به سن بگذارد، در وي باقي مي ماند. او با اين دست و آن دست كردن و ذره ذره جلو رفتن جدا مخالف است و پيوسته مايل است كه يك قدم از ديگران جلوتر بدود. او مي تواند منبع سخاوت و بخشندگي باشد و پول ، وقت، احساسات و امكاناتش را در بست در اختيار ديگران ، حتي كساني كه ايشان را خوب نمي شناسد، بگذارد ، ولي اگر خواسته اش برآورده نشود ، و يا با كساني كه دوست ندارد مواجه بشود، يا مجبور بشود با عده اي آدم منفي باف كار كند، به موجود ديوانه كننده اي بي پروا، بدون انعطاف ، خشن، يكدنده و متوقع تبديل خواهد شد.

وقتي عاشق مي شود ، گويي يك شيرين و فرهاد جديد به دنيا آمده است. او چنان غرق اوهام عاشقانه مي گردد كه گويي در تمام كره زمين فقط او معشو قه اش حق زندگي دارد. او در نهاد خود ايمان دارد كه عشقش تنها عشق حقيقي است كه از بدو پيدايش به وجود آمده است. اگر اين عشق بشكند ، با تمام نيرو و با استفاده از كليه امكانات سعي مي كند قطعات آن را برچيند و دوباره به هم پيوند دهد تا شايد آب رفته دوباره به جوي برگردد، و اگر بار اول موفق نشد، دوباره كوشش به خرج مي دهد. مرد متولد برج قوچ در عشق خود واقعا پا بر جاست مگر اينكه طرفش متولد طرفش متولد برج عقرب آبان باشد. او نسبت به امور عاطفي و احساسي چنان ايده آل است كه در هر عشقي ميخواهد مولف يك كتاب عاشقانه باشد و در يك كتاب پرشور عاشقانه رفتاري متعادل و ميانه وجود ندارد ، هر چه هست شوريدگي و ديوانگي است.در برخورد با معشوقه اگر چه به طور كلي آدم آرامي است، اما اين آرامش نبايد شما را خام كند، مخصوصا اگر در دهه اول اين ماه به دنيا آمده باشد او زياد حرف نمي زند ، خيلي تظاهر نمي كند و شايد حتي نتواند مرد عاشق پيشه اي جلوه كند اما اگر مي توانستيد به داخل قلب و مغزش رسوخ كنيد ، با كمال تعجب مي ديديد كه روي توده اي آتش ريخته شده است. او در هر كاري مخصوصا كار عشق بدون شك يكي از جدي ترين ، صميمي ترين و خشن ترين افراد روزگار است.به احتمال قوي هيچ يك از متولدين برج دوازده گانه سال به اندازه متولد برج فروردين نمي توانند در عشق پابرجا باشند. صداقت او مانع از گمراهي شما مي گردد و طبيعت ايده آل او عشق را هميشه شكوفا وآتشين نگاه مي دارد . اما امان از روزي كه كتاب عشق براي او يكنواخت نشود و طوفان آرام بگيرد ، او به سهولت با سرد شدن آتش عشق به جستجوي يك شيرين دوم، سوم، چهارم و حتي هزارم مي رود. از آنجا كه در كار عشق ، مثل بقيه امور زندگي ، پاكباز و صادق و هيجان پرست است ، اگر عكس العمل معشوقه چنانكه بايد و شايد گرم و طوفاني نباشد و اين توهم را در وي به وجود بياورد كه بر غم كوشش هايي كه به خرج مي دهد ، نمي تواند به مقصود خود كه بر خورداري كامل از يك عشق است برسد، در عرض مدت كوتاهي تغيير عقيده مي دهد و مرغ دلش به بام ديگر پر مي كشد.

در زندگي زنا شوئي پايبند اصولي است كه اگر ناديده گرفته بشوند، مانند خوره جانش را مي خورد ، او گاهي به راستي ميل ندارد زنش را دائما در حال آرا يش كردن ، رنگ كردن مو ببيند. او را هرگز به حريم اتاقي كه مخصوص آرايش ونظافت است راه ندهيد. اگر شوهر يك زني متولد فروردين ماه بود ، بايد جدا مواظب باشد كارهايي از قبيل گذاشتن پاها به روي ميز و جويدن آدامس به هنگام تماشاي تلويزيون ، و ساير حركات جلف وسبك انجام ندهد. او را به جزئيات زندگي كاملا خصوصي خود مثل دعواي با مادرتان ، يا گذاشتن پماد به روي زخم روي كمرتان و از قبيل مسائل شخصي آشنا نكنيد. وقتي او منزل مي آيد، دلش مي خواهد زنش را شاد و خندان با بوي عطري كه دوست دارد ، ببيند. مبادا جمله و كلمه اي دل آزار حواله او بدهيد. زيرا برايش ديوانه كننده خواهد بود . اگر متوجه بشود كه اين ميل و خواسته اش هيچ احساسي را در همسرش برنمي انگيزد ، در چنين مواردي ابتدا سخت دل شكسته ميشود ، بعد دستخوش عصبانيت مي گردد و آن وقت به جستجوي زن ديگري مي پردازد كه همانند خودش در نشان دادن احساساتش صادق باشد . از نظر او اين كار به هيچ وجه خيانت محسوب نمي شود. او خود را گناهكار نمي داند ، از نظر او زن بي احساس اوست كه خيانت كرده است، او خيال مي كرد كه زنش موجودي است دوست داشتني و گرم و صميمي در حالي كه اكنون مي بيند تمام افكارش پوچ و بيهوده از آب در آمده است. او به طور طبيعي قادر به تحمل زن شلخته ، بي احساس ، كم هوش، بد لباس و نامرتب نيست و در مقابل اين ناملايمات شديدا از خود عكس العمل نشان مي دهد . در مقابل اگر زن يك چنين مردي به خواسته اش توجه كند، مي تواند مطمئن باشد كه او با بزرگواري تمام زن هاي ديگر را در دنيا ناديده مي گيرد . قلب متولد فروردين ماه فقط يك اتاق براي يك زن دارد ( مگر اينكه والدينش هر دو متولد ماه جوزا «خرداد» باشند.) او خيلي قبل از آنكه به همسرش خيانت كند، از او فاصله مي گيرد و از وي دلسرد مي گردد و قبل از اتفاق اين واقعه به شكلهاي مختلف به مبارزه براي نجات عشق خود مي پردازد. متولد برج حمل از زن خجول، ملالت آور، و منفي باف متنفر است. زنش بايد او را متقاعد بكند كه از همه بهتر و برتر است و اگر توانست اين فكر را در او به وجود بياورد، مي تواند به وفاداري اش ايمان پيدا كند ، اين كاري است كه آزمايشش براي هر زني كه شوهرش متولد فروردين است ، بسيار جالب و دل انگيز خواهد بود. او در عين حال كه ايده آل است، به حقايق نيز توجه شديد دارد، از اقرار به اشتباه شديدا متنفر است و يا اينكه هرگز نمي تواند ببيند كه عشقش رو به خاموشي مي رود ولي از آنجائي كه در تصميم هاي خود خيلي پابرجاست ، براي همسرش اين امكان وجود ندارد كه بتواند آب رفته را به جوي برگرداند. براي اين كار اوانتخاب نمايد. اگر قبلا كمتر به خواسته هاي او توجه شده است ، برگرداندن او از نيمه راه فرار از منزل محتاح كوشش فراوان است و زن بايد در اين حالت به اين نكته توجه كند كه شوهر متولد فروردين از پنجه افكندن لذت فراوان مي برد، او تشنه رقابت ، كشمكش و نبرد است، پي در اين بارزن بايد از تمام امكانات و ريزه كاري هاي زنانه خود استفاده كند تا از نبرد پيروز و موفق از آب در آيد .

 در يك چنين كشاكشي اسلحه اي كه اصلا نمي تواند موثر واقع شود، سعي در جلب او از راه سكس است ، اما همين آدمي كه درمقابل اسلحه سكس مطلقا از خود مصونيت و قدرت نشان مي دهد، واجد من الوجوه نبايد از تحريك حس حسادتش استفاده بشود. يك كلمه و يا حتي يك نگاه گرم شما به مرد ديگري مي تواند او را هميشه از شما سرد كند( ولو اينكه جسمش به علل مختلف در خانه باقي بماند) او مي خواهد كه در هر مورد جلوتر و بر تر از ديگران باشد و اين حالت شامل حال قلب شما نيز مي گردد . متولد برج فروردين داراي حس مالكيت و حسادت فوق العاده شديدي است .

در اين مورد فقط متولدين ماه اسد ( مرداد ) عمس العمل شديدتري از خود نشان مي دهند و شايد به همين دليل هم باشد كه از تا از كسي صد درصد اطمينان نداشته باشد، عاشقش نخواهد شد. زن يك مرد متولد فروردين بايد به اين حقيقت گردن بگذارد كه گرم گرفتن شوهرش با زنان ديگر مجاز و بدون تزوير وريا است و او اين كار را حق مسلم خود ميداند در حالي كه زنش را به شدت از آن منع مي كند. اگر اين شخص متولد ده روز اول فروردين باشد، زنش را به يك پا سنگ مي بندد و متوقع است كه او بايد بدون اعتراض همانجابماند و اين زن اگرمي خواهد كه شوهرش واقعا از آن او باشد و هرگز به وي خيانت نكند و لحظه اي از فكر او غافل نباشد ، نه تنها نيايد حتي يك انگشتش را از دايره اي كه به اطرافش كشيده شده است ، بيرون بگذارد بلكه حتي بايد مواظب حركات چشم هايش نيز باشد كه مبادا به روي يك مرد نگاه يا خنده معصومانه كند .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط امید   | 

!!! Woman!!!
زن!!!
When God created woman he was working late on the 6th day

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد.

An angel came by and said: “why spend so much time on that one”?



یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا این همه زمان صرف این مخلوق می کنید؟

And the Lord answerd:

خداوند فرمود:

have you seen all the specification I have to meet to shape her”?

آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او به کار ببرم اطلاع دارید؟
“She must be washable, but not made of plastic, have more than 200 moving parts which all must be replaceable and shi must function on all kinds of food, shi must be able to embrace several kids at the same time, give a hug that can heal anything from a bruised knee to a broken heart and she must do all this with only two hands”.
او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی، او آنها را باید برای تولید انواع غذاها به کار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید، او باید تمام این کارها را با دو دست خود انجام بدهد.

The angel was impressed.

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت.

“just two hands… impossible!”



فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!

And this is the standard model?!

و آیا این یک مدل استاندارد است؟

“Too much work for one day… wait until tomorrow and then complete her


این همه کار برای یک روز... تا فردا صبر کن و آن وقت او را کامل کن.

“I will not”, said the Lord. “I am so close to complete this cretion, which will be the favourite of my heart”

خدا فرمود:این کار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.

“She cures herself when sick and she can work 18 hours a day”

وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

The angel came nearer and touched the woman.

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد.

“but you have made her so soft, Lord”

اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.
“She is soft”, said the Lord, “but I have also made her strong. You can’t imagine what she can endure and overcome”.

خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام، نمی توانی تصور کنی که او چه سختی هایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

“can shi think?” the angel asked.

فرشته پرسید: آیا او می تواند فکر کند؟

The Lord answered:

“Not only can she think, she can reason and negotiate”.

خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

The angel touched the womans cheek…

فرشته گونه های زن را لمس کرد.

“Lord, it seems this creation is leaking! You have put too many burdens on her”.

خدایا به نظر می رسد این موجود چکه می کند! شما مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای.

“She is not leaking… it’s tear” the lord corrected the angel.

او چکه نمی کند... این اشک است، خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.

“what’s it for?” asked the angel.

فرشته پرسید: این اشک به چه کار می آید؟

And the Lord said:

“tears are her way of expressing grief her doubts, her love, her loneliness, her suffering and her pride”.


و خداوند فرمود:
اشکها وسیله او برای بیان غم ها و تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرورش است.

This made a big impression on the angel, “Lord you are genius.

You made thought of everything. The woman is indeed marvelous!”

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت: خدایا تو نابغه ای، تو فکر همه چیز را کرده ای، زن واقعاً موجود شگفت انگیزی است

Indeed shi is! Woman has strengths that amazes man. She can handle trouble and carry heavy burdens.

آری او واقعاً شگفا انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند. او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیت های سنگین را بر دوش می کشد.

She holds happiness, love and opinions. She smiles when feeling like screaming.

او شادی، عشق و اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد.

She sings when she feels like crying, crys when she is happy and laughs when she is afraid.

او آوار می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، گریه می کند وقتی که خوشحال است و می خندد وقتی که ترسیده است.

She fights for what she belives in stand up against injustice.

او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد.

She dosen’t take “no” for an answer, when she can see a better solution. She gives herself so her family can thrive. She takes her friend to the doctor if she is afraid.

وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه "نه" استفاده نمی کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد.

Her love is unconditional.

عشق او مطلق و بدون شرط است.

She cries when her kids are victorious. She is happy when her friends do well.

She is glad when she hears of a birth or a wedding.

وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند و از اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود. او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

Her heart is broken when a next of kin or friend dies.

وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

But she finds the etrength to get on with life.

ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.

She knows that and a kiss and a hug can heal a broken heart.

او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

There is only one thing wrong with her, she forgets what she is worth…

او فقط یک اشکال دارد. فراموش می کند که او چه ارزشی دارد...
 






+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط امید   | 

دعا و خطبهء امام حسین در صبح عاشورا


امام سجاد علیه السلام روایت فرمود که صبح روز عاشورا امام حسین علیه السلام دست به سوی آسمان بلند کرد و گفت:« خداوندا! تو در هر اندوه تکیه‌گاه منی، و در هر سختی امیدم، و در هر مشکل، یاورم. چه بسا اندوهی که بر دلم چیره شده بود و تدبیری برایش نداشتم و دوستانم در آن خوار و دشمنانم در آن شاد شده بودند؛ و من، که چشم امید از غیر تو بسته بودم، آن را به درگاه تو آوردم و شکایتش را پیش تو کردم؛ و تو آن را از من برطرف نمودی و گشایش فراهم کردی؛ چرا که تو صاحب تمام نعمت‌ها و دارنده تمام خوبی‌ها و منتهای همه آرزوها هستی. »

سپس به پا خاست و خطبه خواند و حمد و ثنای الهی نمود و به اصحابش فرمود:« خدای عزوجل به شهادت من و شهادت شما فرمان داده است، بر شما باد که صبر و شکیبایی پیشه کنید.»
منابع:
• ارشاد مفید، ج 2، ص 99.
• قصه کربلا ص 257
• اثبات الوصیه، ص 0126






در روز عاشورا هنگامی که عمر بن سعد سپاه خود را برای جنگ با امام حسین علیه السلام آماده کرد و پرچم ها را در جای خود قرار داد و میمنه و میسره لشگر را تنظیم نمود، به افرادی که در قلب لشگر بودند گفت: در جای خود ثابت بمانید و حسین را از هر طرف احاطه کنید تا او را همانند حلقه انگشتری در میان بگیرید.

در این میان، امام علیه السلام در برابر سپاه کوفه ایستاد و از آنها خواست تا خاموش شوند، ولی آنها ساکت نشدند.
امام به آنها فرمود:
« وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید ؟! من شما را به راه راست می خوانم. هر کس از من فرمان ببرد به راه صواب و درست باشد و هر ﮐس نافرمانی کند هلاک شود. همه شما از فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید؛ چرا که شکم های شما از مال حرام پر شده است و بر دلهای شما مهر شقاوت نهاده شده است. وای بر شما آیا خاموش نمی شوید؟! آیا گوش فرا نمی دهید؟!»

اینجا بود که اصحاب عمر بن سعد یکدیگر را ملامت کردند و گفتند:
گوش دهید !! امام علیه السلام پس از سکوت سپاه دشمن فرمود: « ای مردم، هلاک و اندوه بر شما باد که با آن شور و شعف ما را فرا خواندید تا به فریاد شما برسیم و ما شتابان برای فریادرسی شما آمدیم، ولی شما شمشیری را که خود در دست شما نهاده بودیم، به روی ما کشیدید و آتشی که ما برای دشمن خود و دشمنان شما افروخته بودیم برای ما فروزان کردید و در جنگ با دوستانتان به یاری دشمنانتان برخاستید! با این که آنان در میان شما نه به عدل رفتار کردند و نه امید خیری از آنان دارید بدون اینکه از ما امری صادر شده باشد که سزاوار این دشمنی و تهاجم باشیم.

وای بر شما، چرا آن گاه که شمشیرها در غلاف و دلها آرام و خاطرها جمع بود، ما را رها نکردید. و همانند مگس به سوی فتنه پریدید و همانند پروانه ها به جان هم افتادید؟! هلاکت باد شما را ای بندگان کنیز و بازماندگان احزاب و رها کنندگان کتاب و ای تحریف کنندگان کلمات خدا و فراموش کنندگان سنت رسول و کشندگان فرزندان انبیا و عترت اوصیای پیامبران و ملحق کنندگان ناکسان به صاحبان انساب و آزار کنندگان مؤمنین و فریاد گران رهبران کفر که قرآن را پاره کردند! آری به خدا سوگند بی وفایی و پیمان شکنی، عادت شماست.

ریشه شما با مکر و بی وفایی در هم آمیخته است و شاخه های شما بر آن پروریده است. شما خبیث ترین میوه اید، گلوگیر در کام باغبان خود گوارا در کام غاصبان و راهزنان.

لعنت خدا بر پیمان شکنی که میثاق های محکم شده را شکستند، خدا را کفیل خود قرار داده بودید و به خدا سوگند که آن پیمان شکنان شمایید!


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط امید   | 

عید قدیر خم مبارک

عید غدیر خم پیشاپیش بر شما مبارك

 بکن شادی دلا عید غدیر است

که رحمت نازل از حی قدیر است

ببخشید دوباره دیر آپ کردم آخه هی یادم میره دیگه برام هواس نمونده همین الان یه شعر پیدا کردم  که حیفم اومد اینجا نذارم وقتی خوندم یه حسی پیدا کردم که گغتنش غیر ممکنه خودتون بخونین :

داستان عاشقی گل شقایق از زبان خودش—

 

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

 گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

 یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

 ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت

 شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری

به جان دلبرش افتاده بود-اما-

 طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد

 

 ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند

شود مرهم

برای دلبرش آندم شفا یابد

 چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

 و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه

به روی من

 بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد

 و او می رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را رو به بالاها

 تشکر از خدا می کرد

پس از چندی

 هوا چون کورۀ آتش، زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

 به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست

 به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

 برای دلبرم هرگز دوایی نیست

و از این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!

 نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

من در دست اوبودم

 و حالامن تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

 نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت

که ناگه

 روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه -

 مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

زهم بشکافت

زهم بشکافت
اما ! آه

 

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

 و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

 به من می داد و بر لب های او فریاد
"بمان ای گل

که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی

بمان ای گل"

ومن ماندم

 

نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی

 

و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط امید   | 

 

ببخشید دیر آپ کردم همین الان اومدم

اکثرادیدم و شنیدم توی رادیو تلویزیون عید و فقط به مسلمونا تبریک میگن ولی من اعتقاد دارم

مسلمون یا مسیحی یا یهودی یا زرتشتی یا... هیچ فرقی باهم نداریم همه به خدا

اعتقاد داریم فقط شکل عبادت مون فرق داره

با این حال هی کلاس میذاریم که داریم فرهنگمون و گسترش میدیم ...

فرهنگ اعتقادی نیست که هر وقت مناسبتی میشه فقط یه مسلمون ها اختصاص بدیم

امیدوارم این طرز فکر و عوض کنیم و یه کم بیشتر عمومی فکر کنیم 

  


ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

 

ای شراب آسمانی، ای طلوع مهربانی

با تو شد خورشید خندان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

 

ای که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم

ای شفای درد پنهان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

 

آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب

آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!

 

آمدی چون سیلْ جوشان ، بی‌خبر، ناگه، خروشان

تا کنی این خانه ویران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

 

خانه‌ی عقل زبون را، عقل سرد تیره‌گون را

کرده‌ای با خاک یکسان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

 

شعر می‌جوشد ز من، پیوسته هر شب، هر سحرگه

از تو شد این چشمه جوشان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

عید قربان رو به همهء انسان ها تبریک میگم

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط امید   | 

آن عمیق ترین چیز - آن عمیق ترین نگاه - آن شناخت - آن دانش - از همان دیدار اول در من

بیدار شد و هنوز هم همان است با این تفاوت که حال هزاران برابر عمیق تر و لطیف تر است .

من تو را تا پایان جهان دوست خواهم داشت . من تو را پیش از آن که در این جسم و جان حلول

کنی دوست میداشتم . این را در همان دیدار اول دریافتم این تقدیر ما بود ما بدین گونه با همیم

و هیچ چیز نمی تواند ما را از هم جدا کند

ممنون از بهار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط امید   | 

داد از جدایی

بی تو در خلوت شب ناله می کرد دل من

با هر ترانه از تو خوندن گریه میکرد دل من

دیگه تنها تر از این نمیشه باشم میدونی؟

سخته برام از تو جدا شدن  می دونی؟

به دلم وعده دادم که چشمات مال منه

به خدا دوست دارم این دیگه حرف آخره

امیدوارم هیچ عاشقی ترس جدا شدن از عشق اش رو تجربه نکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط امید   | 

بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
بوسه يعنی خلسه دز اعماق شب
بوسه يعنی مستی از مشروب عشق
بوسه يعنی آتش و گرمای تب
بوسه يعنی لذت از دلدادگی
لذت از ديوانگی لذت ز شب
بوسه يعنی خس طعم خوب عشق
سادگی طعم شيرينی به رنگ
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سر فصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش ميزند بر جسم و جان
بوسه يعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
بهترين هديه پس از يک انتظار
بشنو از من اين فقط يک بوسه است
بوسه را تکرار مي بايد نمود
بوسه يعنی عشق و آواز و سرود
بوسه يعنی وصل جان ها از دو لب
بوسه يعنی پر زدن يعنی سعود

 

ولنتاین مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط امید   | 

خاطره هر جا که می ری....

به یاد من باش

اون ور دنیا که می ری.....

به یاد من باش

کنار هر شقایقی....

هر جا که دیدی عاشقی.....

به یاد من باش

هر جا صدایی خسته بود...

هر جا دلی شکسته بود....

هر جا لب جاده کسی

به انتظار نشسته بود...

هر جا کسی نفس نداشت....

مهلت پیش و پس نداشت....

هر جا دیدی پرنده ای

لونه به جز قفس نداشت...

به یاد من...

به یاد من...

به یاد من باش

ممنون از آبجی مونای گلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط امید   | 

خوشبختی کجاست ؟

سلام

دوباره اومدم با کلی مطلب

امیدوارم راضی باشید

دلم براتون خیلی تنگ شده بود

**************************

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام گل بگو

گل بشنو هر کسی می خواهد وارد خانه ی پرعشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه

کند شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی

می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر

خانهء دوست کجاست؟

 

ممنون از آبجی مونا

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط امید   | 

تا اطلاع ثانوی

سلام به شما عزیزای دلم

 

من یه چند وقتی آپ نمیکنم

برام یه سری مشکلات پیش اومده که از همه چی عقب موندم

ولی گه گاهی میام و سر میزنم

شرمندهء همتونم

دوستتون دارم

"امید"

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط امید  

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، همان یک لحظه اول ، که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ، زمین و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم . برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، نه طاعت میپذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمایان ، تسبیح صد دانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه میکردم.
که می دیدم مشوش عارف و آهی ز برق فتنه این علم عالم سوز دم کش، بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دریای پر افسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، به عرش کبریائی ، با همه صبر خدائی ، تا که میدیدم عزیز نا بجائی ناز ، برگی ناروا گردیده خواهی می فروشد.
گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم.
همین بهتر که او خود جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد.
وگرنه من به جای او چه بودم.
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !!!!!

 

 

ممنون از آبجی نیوشا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط امید   | 

بگونيا

سفر كه مي روي

مي نشينم پشت پنجره

و انتظار را بو مي كشم

و كبوترهارا

كه جاي تورا در باغچه سبز مي كنند

مي بينم

و از خدا مي خواهم

روزي كه بازمي گردي

باران باشد

زير باران

زيبا كه هستي

زيبا تر مي شوي

چتري هاي گلبرگ هايت

ماواي امن من

با برگ هاي تو يكرنگ مي شوم

از تو كه كمترم

اندازه چشمان تو خوشرنگ مي شوم

زير باران

قطره هائيست

به گونه هامان كه مي خورد

شرم مي كنيم!

بگونيا

سفر كمتر برو

من به كنار..

باغچه دلتنگ مي شود

 

ممنون از خواهر خوبم منیژه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط امید   |